تبليغاتX
درد دل هاي خودماني

درد دل هاي خودماني

اي نام تو بهترين سرآغاز ------- بي نام تو نامه كي كنم باز

و يك خانه‌تكاني ديگر...

 عيد بر همه عاشقان مبارك

دوستي، تقويم مربوط به سال آينده را خريده بود. به شوخي مي‌گفت كه دانش‌آموزان و كارمندان، از يك ماه مانده به عيد، تقويم تازه را مي‌خرند و در سطر به سطر و صفحه به صفحه‌ي آن دقيق مي‌شوند تا ببينند تعداد تعطيلي‌ها چند روز است، چند روز تعطيلي به پنج‌شنبه يا شنبه افتاده كه با جمعه، تبديل به دو يا سه روز تعطيلي بشود كه آنان را بيشتر خوشحال كند و كدام تعطيلي‌ها مصادف با جمعه شده‌اند كه آه از نهاد آدم تنبل بربيارند؟

اين دوست، شماره تلفن‌هاي اقوام، نزديكان و دوستان را از تقويم كهنه به تقويم تازه منتقل كرد و در اين ميان، گاهي پيش خود غُر مي‌زد و زماني نيز آهي سوزناك از ته دل مي‌كشيد، زيرا كه با بعضي از صاحبان آن شماره‌ها اختلاف داشت و قهر كرده بود و برخي از عزيزان نيز به سراي باقي شتافته بودند و ديگر نمي‌شد با آنها تماس برقرار نمود.

رفتگان را خداوند متعال بيامرزد. دست آنان از دنياي مادي و دست ما از دامان آنان كوتاه است و تنها مي‌توانيم برايشان فاتحه‌اي بخوانيم و يا احساني بكنيم. ولي با آنهايي كه يا رنجيده و يا رنجانده‌ايم چه بكنيم؟ منتظر روزي باشيم كه با شنيدن نامشان، آهي خواهيم كشيد و فاتحه‌اي خواهيم خواند؟ و يا آنان در مورد ما، چنين خواهند كرد؟ نمي‌توانيم همين حالا، زنگي بزنيم و زنگ كدورت از روح خويش و دل آنان بزداييم؟ اگر چنان غرور و كينه‌اي در دل داريم كه ما را از اين كار كوچك، اما بسيار انساني، باز مي‌دارد، لعنت به اين غرور و كينه باد كه مهرباني را از ما مي‌گيرد.

چيزي به عيد نمانده است. فرش‌ها را به قالي‌شويي داده‌ايم كه تميز و پاك بكنند. ظرفي از يك مايع پاك‌كننده در يك دست و دستمالي در دست ديگر گرفته‌ايم و در شيشه‌ها، به دنبال كوچك‌ترين لكه مي‌گرديم كه پاك بكنيم.

با يك تكه پارچه يا يك «بُرس» به جان مبل‌ها و ساير وسايل خانه افتاده‌ايم كه كمترين غبارها را نيز بزداييم و خانه را، براي آمدن عزيزانمان، بسيار زيبا بياراييم.

آيا در روح، دل و احساسات ما، كمترين لكه و آلايشي نيست؟ آِيا غباري به شيشه يا آِيينه‌ي زلال مهرباني‌هايمان ننشسته است؟ آيا اين دل و روح، نبايد براي ورود احساسات پاك و محبت‌هاي بي‌شايبه‌ي عزيزانمان، بسيار زيبا آراسته بشوند؟

خانه‌تكاني عيد است. تكان بخوريم. يا لطيف و يا رحيم. يا علي...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 15:1  توسط معصومه شكوهي  | 

قلم با ذهن و دل آدمي در ارتباط است و انديشه انسان را تبيين مي‌كند. تپش‌هاي دل آدمي را شرح مي‌دهد. دل‌پسندي‌ها و تفكرهاي او را فرياد مي‌زند.
14 تير روز جهاني قلم و مصادف با بيستم جمادس‌الثاني روز ولادت بزرگ بانوي عالم، زهراي اطهر(س) و روز مادر گرامي باد. پس قلم به دست مي‌گيرم تا از مهربان‌ترين موجود دنيا بنويسم. مادر كلمه‌ي مقدسي كه اوج احساس و عاطفه و اوج هستي و محبت است يگانه دوستي كه تا وقتي توان دارد دوستي‌اش را بدون هيچ چشم‌داشتي ارزاني مي‌دارد و تا هست بودن عشق و ايثار را تضمين مي‌كند. مادري؛ تنها واژه‌ي كه واج واج هستي را ترسيم مي‌كند.
مادر؛ اي كه در نيمه‌راه زندگي بهترين بهانه زيستنم گشتي و با دستان صداقت دستم را گرفته و تا قله‌ي ايمان رساندي تا سرچشمه‌ي اعتماد و اعتقاد.
زماني كه تنها تو هم داستانم مي‌شدي و حرف به حرف بودنم را تصديق مي‌كردي.
يادم نرفته آن‌سان كه طوفان حوادث بي‌طاقتم مي‌كرد چشمان مهربانت روشنگر تاريكيم مي‌شد و نوازشت ناملايمات را از يادم مي‌برد.
آن‌سان كه تنها شريك تنهاييم مي‌شدي و هم‌راز، رازهاي نگفته‌ام.
مادرم؛
دوباره روزت فرا رسيده و باز محتاج‌تر از هر سال به سراغت مي‌آيم تا آغوش گرمت آرامم كند و قصه‌ي غصه‌هايم از تن بربايد دوباره به سراغت مي‌آيم كه بداني با تمام وجود به بودنت وابسته‌ام، به عواطفت و ايثارت. به لبخند جان بخشت. به نگاه‌هاي عاشقانه‌ات.
هر سال مشتاق‌تر از سال قبل آمدن روزت را لحظه‌شماري مي‌كنم كه بگويم لحظه‌لحظه‌ي زندگي با بودن توست كه معنا مي‌گيرد و طلايي‌ترين ثانيه‌ها را آبستن مي‌شود. سلامتي شما آرزوي هر لحظه لحظه ماست.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 16:45  توسط معصومه شكوهي  | 

زندگي مانند آب روان در حال گذر است و خوشبختي مانند علف هاي زيباي دور و بر آب هميشه در كنارمان هست اما افسوس كه ...

به راستي كه چه درمانده‌اند آنها كه چشم تنگشان را به پنجره‌هاي روشن و آفتابگير كليه كوچك ديگران دوخته اند...

خوشبختي را نمي توان وام گرفت

خوشبختي را نمي توان براي لحظه‌اي نيز به عاريت خواست

خوشبختي را نمي توان دزديد

نمي توان خريد

نمي توان تكدي كرد ....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 19:45  توسط معصومه شكوهي  | 

 
+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 15:59  توسط معصومه شكوهي  | 

روزنامه نگار كيست؟

ام . وي كاماث

ترجمه قاسم طلوع

آدمهاي زيادي درگوشه وكنار دنيا هستند كه گاه و بي گاه مطلبي مي نويسند، چند تكّه خبر از اين طرف وآن طرف مي فرستند و خودشان را روزنامه نگارمي خوانند آيا واقعا اينها روزنامه نگارند؟ اگر اينها روزنامه نگارند چگونه مي توان آنها را از افرادِ حرفه اي به طور منظّم براي روزنامه ها و مجله ها و ارگانهايِ داخلي كار مي كنند جدا كرد؟ حال بگذريم از آن عده اي كه براي راديو و تلويزيون مطلب خبر تهيه مي كنند. پس واقعاً چه چيز يك روزنامه نگار را مي سازد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 15:43  توسط معصومه شكوهي  | 

انجمن روزنامه‌نگاري دانشگاه آزاد تبريز تاسيس شد

انجمن علمي- تخصصي روزنامه‌نگاري دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز تاسيس شد

پس از گذشت دو سال از اولين دوره‌ي برگزاري كلاس‌هاي رشته‌ي روزنامه‌نگاري انجمن علمي تخصصي روزنامه‌نگاري دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز با اهداف ارتقاي سطح علمي و آموزشي دانشجويان، ساماندهي نشريات دانشگاهي و ارتقاء جايگاه مطبوعات در دانشگاه‌ها با كمك دانشجويان رشته‌ي روزنامه‌نگاري تاسيس شد.

اين انجمن بر آن است تا در آينده‌اي نزديك چشم‌انداز چهار ساله‌ي خود را در اختيار دانشجويان علاقمند قرار دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 17:0  توسط معصومه شكوهي  | 

عكس از نازنين نيك بيان
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 21:35  توسط معصومه شكوهي  | 

احساس گناه در زندگي اجتماعي

 

در اين مقوله فقط به جنبه هاي مثبت احساس گناه در زندگي اجتماعي مي پردازيم:

احساس گناه عملكردي عاطفي است كه موجب حفظ روابط بين فردي مي شود كه مورد تهديد قرار گرفته است. احساس گناه ابتدا پس از خدشه دار شدن روابط فرد با طرف مقابل ايجاد مي شود. اين احساس مانند زنگ خطري است كه اعلام مي كند احتمالاً روابط بين فردي شخصي تيره و تار شده و بايد دست به اقدام مثبتي بزند تا اين رابطه رو به بهبودي رود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 16:24  توسط معصومه شكوهي  | 

زندگی تان بهاری - جیبهاتون پر از اسکناس و دلهایتان خالی از کینه

عيدتان مبارك

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 20:43  توسط معصومه شكوهي  | 

فعلا این پوستر بزرگداشت پروین را داشته باشید بعدش در مورد صحبت می کنیم .

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 18:20  توسط معصومه شكوهي  |